یاد ها و خاطره ها: همایون بهزادی (۲۰ دی ۱۳۲۰در خرم‌آباد - ) بازیکن و مربی فوتبال ایران است. او پیشتر در تیم ملی فوتبال ایران بازی می‌کرد و بیشتر دوران باشگاهی‌اش را در پرسپولیس گذراند. بهزادی دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی است. همایون بهزادی چند روزی است که در بیمارستان بستری شده است.در این چند روز دوستان قدیمی او بارها به ملاقاتش رفته اند و از خواسته اند تا مریضی را شکست دهد. یکی از دوستان همایون خان متن جالبی را روی دسته گلی که برایش برده نوشته است: مرد بزرگ، برخیز. آنجا جای تو نیست.کابوس 6 تایی ها،هستی؟ برخیز.. کلانی یکی از پیشکسوتان محبوب پرسپولیس صبح پنجشنبه به دیدار سرطلایی رفت. با آرزوی بهبودی و سلامتی هر چه زودتر برای همایون خان بهزادی سر طلایی فوتبال ایران.

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/5/11 و ساعت |

این تصویر بسیار زیباست، گل به عقاب توپ و مسعود خان مژدهی هر در دروازه !!

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/4/29 و ساعت |


+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/3/9 و ساعت |


+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/3/9 و ساعت |

چی بودیم و چی شدیم ، بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 1978 آرژانتین !!

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/3/9 و ساعت |

پرویز میرزا حسن،قراب،شرفی،جباری،وفاخواه و زنده یاد صفر ایرنپاک

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/2/27 و ساعت |

دربی 19 - دوم مهر ماه 1355 بازی برگشت چهارمین دوره‌ی جام تخت جمشید که با نتیجه مساوی 1-1 تمام شد برای تاج هادی نراقی و برای پرسپولیس علی پروین گلزنی کردند. 

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/2/27 و ساعت |

تصویر قدیمی از تیم فوتبال تاج برای تاجی ها به مناسبت داربی ٧٦ فردا میان پرسپولیس و تاج ... داربی یا شهرآورد تهران به شهرآورد فوتبال میان دو باشگاه تهرانی پرسپولیس و تاج است. این بازی در تیر ۱۳۸۷ توسط مجله وردساکر به عنوان مهمترین شهرآورد در آسیا و بیست‌ودومین شهرآورد بزرگ در جهان اعلام شد. وبگاهگل دات کام نیز این شهرآورد را بزرگترین شهرآورد جهان می‌داند. پیشینه رقابت دربی سرخابی به رقابت دو باشگاه شاهین تهران و تاج باز می‌گردد. هسته نخست هواداران با باشگاه شاهین شکل گرفت و سپس باشگاه تاج هم هواداران خود را یافت. در آن شهرآورد شاهین سفیدپوش و تاج آبی پوش بود. بعدها با انحلال باشگاه شاهین و جابجایی دسته جمعی بازیکنان آن به پرسپولیس، بازی‌های تاج و شاهین حساسیت خود را از دست داد و شهرآورد تاج - پرسپولیس جایگزین آن شد. دو تیم تاج و پرسپولیس تاکنون هفتاد و پنج بار با یکدیگر روبرو شده‌اند که حاصل آن، ۲۴ برد برای تاج ، ۱۸ برد برای پرسپولیس و ۳۲ تساوی بوده‌ است. نخستین بازی دو تیم در ۱۶ فروردین سال ۱۳۴۷ بوده‌است که با نتیجه مساوی بدون گل خاتمه یافت. 

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/2/26 و ساعت |

یادی کنیم از پیش کسوتان فوتبال کشورمان :

تصویری زیبا و بسیار خاطره انگیز  از تیم  ملی منتخب قدرتمند  کشورمان در سالهای طلایی در ایران، در مقابل   استوک سیتی و این همان بازی معروف با استوک سیتی  انگلیس با دروازبان افسانه ای گورودن بنکس بود، که در آن  یک گل تاریخی و فراموش نشدنی به ثبت رسید! برگردان (قیچی) باور نکردنی مسعود مژدهی به یکی از پنج دروازه بان برتر تاریخ، "گوردون بنکس" افسانه ای در تهران. در این بازی مسعود مژدهی با یک قیچی برگردان دروازه گوردن بنکس، گلر افسانه ای تیم ملی انگلیس و یک از پنج گلر برتر قرن بیستم را باز کرد. جالب آن بود که گوردن بنکس در کری قبل از بازی گفته بود که اگر کسی به من بتواند گل بزند 1000پوند به او جایزه می دهم، اما وقتی گل خورد انهم روی یک قیچی برگردان زیبا، از حرفهای قبل از بازیش طفره رفت و گفت چشم من اسیب دیده بود و توپ را ندیدم و از زیر بار جایزه فرار کرد.         

 استوک سیتی ١ تیم منتخب ایران ١ 

ایستاده از راست: وفاخواه، کارو حق وردیان، لواسانی، جباری، حجازی، قلیچ خانی 

نشسته از راست: کاشانی، مسعود مژدهی، آشتیانی، پروین، کلانی 

**********

و این هم گل زیبا و برگردان (قیچی) باور نکردنی مسعود خان مژدهی به یکی از پنج دروازه بان برتر تاریخ, "گوردون بنکس" افسانه ای در تهران. در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/2/25 و ساعت |
 

باشگاه فوتبال شاهین در سال ۱۳۲۱ به‌ دست  اکرامی بنا شد. او یک معلم بود و باشگاه را با کمک تعدادی جوان دانشجو با شعار «اول اخلاق، دوم درس، سوم ورزش» بنا نهاده بود. شاهین دارای 402 تیم جوان با 62 شعبه در سطح کشور بود.شاهین در آن روزگار ، تنها دفتری بود در ورزشگاه امجدیه که بازیکنانش برای تعلیم در آنجا گرد هم می آمدند . این باشگاه برای اولین بار آموزش فوتبال را به صورت کتابی و از روی اصول ، شروع کرد و نخستین جزوه آموزشی را که در بر گیرنده اصول ورزش فوتبال بود ، و با استفاده از منابع جهانی تهیه و تنظیم گشته بود ، جهت یادگیری در اختیار اعضای خود قرار داد . این تیم به جهت سیستم و قدرت عجیبی که بازیکنانش در کار حمله داشتند به ندرت اجازه می داد حریفانش ( حتی بزرگترینشان ) خود را از شکست نجات دهند .باشگاه شاهین توانست بازیکنان بزرگی مانند پرویز دهداری، امیرمسعود برومند، همایون بهزادی، حمید شیرزادگان، حسین کلانی و بسیاری دیگر را که در تیم ملی بازی کردند، به فوتبال ایران بشناساند. شاهین در دهه ۱۳۴۰ به اوج محبوبیت رسید اما برخی اتفاقات، فدراسیون فوتبال ایران و روزنامه کیهان ورزشی (مهمترین روزنامهٔ ورزشی آن زمان) را روبروی آنها قرار داد. اختلاف بین آنها بیشتر شد و باعث شد تا در روز ۱۸ تیر ۱۳۴۶، دو روز پس از برد ۳-۰ شاهین رو در روی باشگاه تهرانجوان، سازمان ورزش و تفریحات ایران شاهین را منحل اعلام کند.

 در ان بازی ناظم گنجاپور با وارد کردن سه گل در دقایق 61 ، 68 و 75 به درون دروازه تهرانجوان این افتخار را بدست آورد که تا تمام کننده کتاب پیروزی های شاهین برای همیشه باشد . آن روز شاهین در هفته دهم بازی ها با 18 امتیاز از 10 دیدار ( در آن زمان برای هر پیروزی 2 امتیاز منظور می شد ) و 19 گل زده و 7 گل خورده در صدر و دارایی با 16 امتیاز در ردیف دوم قرار گرفته بود . این بازی آخرین بازی شاهین بود در حالی که در این فصل ، 3 هفته از بازی های این تیم مقابل شهربانی ، دیهیم و تاج باقی مانده بود ، ناگهان با اطلاعیه رسمی سازمان تربیت بدنی از تاریخ 20/4/1346 شاهین منحل گردید .
درمورد دلایل انحلال باشگاه شاهین حرف و حدیث‌های بسیاری وجود دارد. اگرچه سازمان ورزش دلیل انحلال این باشگاه را در متن ابلاغیه رسمی «منافات فعالیت‌ها با روح عالیه ورزش» عنوان می‌کند، اما برخی تحلیلگران، دلایل سیاسی؛ از جمله مخالفت عباس اکرامی با حکومت را موثر می‌دانند. بنابر ادعای یکی از بازیکنان شاهین ردپای تحریک‌ های پرویز خسروانی، مدیر عامل وقت باشگاه تاج ( استقلال تهران كنوني) هم در این انحلال دیده می‌شود. پس از انحلال شاهین ، بازیکنان آن همچنان یکپارچگی خود را حفظ کردند و حدود یک سال محرومیت را با ادامه بازی ها و تمرینات خود در زمین های خاکی ، سپری نمودند . تا این که باشگاه های مطرح آن روز در صدد جذب این جوانان بی رقیب بر آمدند و از آن جمله باشگاه پاس خواهان کاشانی ، کلانی و همایون بهزادی بود و بعضی از باشگاه های دیگر هم بقیه آنان را مدنظر قرار داده بودند شاهینی ها به تکاپو افتادند تا از تفرق و پراکندگی مجموعه خود جلوگیری به عمل آورند و بر آن شدند تا این مجموعه را در باشگاه پرسپولیس گردهم آورند. با رایزنی علی عبده با پرویز دهداری و مسعود برومند، بازیکنان باشگاه شاهین به تیم پرسپولیس پیوستند.

باشگاه پرسپولیس (۱۳۴۶-۱۳۴۲)

باشگاه پرسپولیس تهران در سال ۱۳۴۲ به دست علی عبده بنیانگذاری شد. این باشگاه جزو دارایی‌های «شرکت سی.‌آر.سی» بود که به جز عبده، فاطمه پهلوی و همسرش محمد خاتم نیز از سهامداران آن بودند. عبده از آمریکا به ایران آمده ‌بود و در مشت‌زنی آمریکا صاحب عنوان قهرمانی و مسئولیت بود. در آن زمان باشگاه پرسپولیس در رشته‌های ورزشی بولینگ، والیبال، بسکتبال و اسکیت فعال بود و یک تیم فوتبال ضعیف در دسته دوم داشت که بهترین بازیکن آن محمود خوردبین بود.
پس از انحلال شاهین و در زمستان ۱۳۴۶، با رایزنی عبده و پرویز دهداری، ۴ نفر از بازیکنان شاهین به نام‌های ابراهیم آشتیانی، ناظم گنجاپور، کاظم رحیمی (به عنوان کاپیتان) و بهمن نوروزی در یک بازی دوستانه با باشگاه جم آبادان (که در آن زمان باشگاهی صاحب نام و قهرمان اولین دوره جام منطقه ای ایران بود) در ترکیب تیم دسته دومی پرسپولیس قرار گرفتند.
حضور این ۴ نفر در آن بازی زمینه ‌ساز پیوستن بقیه‌ی بازیکنان شاهین به پرسپولیس و آغاز محبوبیت این باشگاه شد. پرسپولیس سال ۱۳۴۷ را با مربیگری پرویز دهداری و سرپرستی مسعود برومند آغاز کرد. این تیم باید کار خود را از دسته دوم آغاز می‌کرد، اما انحلال چند تیم در آن زمان باعث شد تا مسابقات رده ‌بندی برای تعیین دسته باشگاه ‌های کشور برگزار شود. در آن مسابقات ۴۴ تیم شرکت کردند که تیم‌های پرسپولیس، تاج، پاس و عقاب در گروه‌های خود صدرنشین شدند.

در سال ۱۳۵۱ عبده مانور تبلیغاتی بزرگی به راه انداخت و باشگاه پرسپولیس را یک باشگاه حرفه‌ای اعلام کرد، اما در پی حمایت نکردن دیگر باشگاه ‌ها، پرسپولیس بار دیگر آماتور شد.

دوران جام تخت جمشید (۱۳۵۷-۱۳۵۲)

پرسپولیس در 5 دوره برگزاری لیگ تخت جمشید ، با کسب دو قهرمانی ( لیگ اول و سوم ) و سه نائب قهرمانی ، به عنوان پرافتخارترین باشگاه کشور شناخته شد . 
جام تخت جمشید در سال ۱۳۵۲ راه ‌اندازی شد. این جام تا آن زمان، معتبرترین و برترین جام برگزار شده در ایران بود. در نخستین دورهٔ جام تخت جمشید نیز پرسپولیس بدون شکست و با اقتدار تمام قهرمان شد و حتی تاج، رقیبش را که نایب ‌قهرمان شد؛ ۶-۰ شکست داد. ماجراي اين بازي معروف را جداگانه خواهيم آورد.
پرسپولیس با پیروزی ۲-۰ برابر ماشین سازی تبریز در ۲۲ مرداد ۱۳۵۷، دوران حضور خود را در جام تخت جمشید به پایان برد.


+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/31 و ساعت |
Photo: ‎پرسپولیس باشگاهی بود که در سال 1342 بدست علی عبده بناشد و درآن رشته های بولینگ، والیبال و بسکتبال فعال بود. عبده از آمریکا به ایران آمده بود و درجامعه ورزشی آمریکا در رشته بوکس صاحب عنوان قهرمانی شده بود عبده مدت ها اندیشه ایجاد تیم فوتبال پرسپولیس را با خود داشت و تیم فوتبالی را نیز ایجاد کرده بود که تیمی ضعیف در رده دوم باشگاههای کشور محسوب میشد و از اعضای محبوب و ماندگاراز آن محمود خوردبین را می توان نام برد. پس از انحلال شاهین با درایت امیر مسعود برومند و رایزنی های مرحوم دهداری، چند تن از بازیکنان قبلی شاهین در ترکیب تیم دسته دومی پرسپولیس قرار گرفته و ترتیب یک مسابقه با تیم جم آبادان ( که در آن زمان تیم صاحب نامی بود ) را دادند و پس از آن تمامی اعضای شاهین به پرسپولیس پیوستند و محبوبیت شاهین بلند پرواز را به پرسپولیس هدیه نمودند. پرسپولیس بهار خود را درآغازین روزهای سال 1347 با مربیگری دهداری (کاپیتان پیشین شاهین) و سرپرستی دکتر برومند آغاز کرد. شانزدهم شهریور یک تاریخ ماندگار در قلب هر پرسپولیسی است. تاریخی که در دلش وقایع شیرینی را جای داده است.سال 1352 زمانی که جام معروف تخت جمشید متولد شد هیچ کس فکرش را نمی کرد پرسپولیس رقم زننده ی حادثه ای باشدکه بعد از گذشت 34سال هیچگاه از ذهن طرفدارانش خارج شود. پرسپولیس در روز 16 شهریور 1352خاطره ای را رقم زد که امروز قلم برای نوشتن در موردش بی تاب است. بد نیست در ابتدا نگاهی به تغییر و تحولات فوتبال در ان ایام بیندازیم و سپس به ان حماسه تاریخی اشاره کنیم کنیم و آنچه را که بزرگان پرسپولیس گفته اند به رشته تحریر درآوریم. در 16 شهریور 1352 برتاج چه گذشت؟ دو گل از 6 گل را در نیمه دوم ناصر حجازی دریافت کرد. هیچ دوربین تلویزیونی این مسابقه را پوشش نداده و معدود تصاویر موجود در آرشیو صداو سیما نیز معدوم شده است! پرسپولیس در ان سال آلن راجرز انگلیسی رابه عنوان سرمربی در خدمت داشت که پرسپولیس را به قهرمانی لیگ منطقه ای باشگاه های ایران در فصل 50رسانده بود. درست یک ماه مانده به بازی حساس پرسپولیس و تاج ،راجرز ایران را به مقصد کشورش ترک می کند تا مدتی را در کنار خانواده اش باشد. در این ایام همایون بهزادی کاپیتان پرسپولیس هدایت تیم را بر عهده می گیرد. خودش تیم را جمع و جور می کند و منتظر بازگشت راجرز می ماند. درست شب قبل ازبازی بهزادی شخصا به فرودگاه مهر آباد می رود و اورا به منزل می رساند. فردا که تیم جمع می شود راجرز هدایت تیم را بدست می گیرد. بعد از یک مشورت با بهزادی ، ارنج را انتخاب می کند. بهزادی در این دیدار معروف پرسپولیس –تاج سال 52 با بازوبند کاپیتانی خود سه بار دروازه آبیها را فرو ریخت. حماسه سازان 6 تایی اما پرسپولیس با این ترکیب پا به میدان می گذارد: بهرام مودت ، مسیح مسیح نیا ، اشتیانی ، رضا وطن خواه ، کاشانی ، ادیبی ،ایرج سلیمانی ، پروین ، حاجی رحیم پور ، کلانی و همایون بهزادی با پیراهن سرخ به میدان رفتند. راجرز هم هدایت تیم را بر عهده داشت. 
********‎

پرسپولیس باشگاهی بود که در سال 1342 بدست علی عبده بناشد و درآن رشته های بولینگ، والیبال و بسکتبال فعال بود. عبده از آمریکا به ایران آمده بود و درجامعه ورزشی آمریکا در رشته بوکس صاحب عنوان قهرمانی شده بود عبده مدت ها اندیشه ایجاد تیم فوتبال پرسپولیس را با خود داشت و تیم فوتبالی را نیز ایجاد کرده بود که تیمی ضعیف در رده دوم باشگاههای کشور محسوب میشد و از اعضای محبوب و ماندگاراز آن محمود خوردبین را می توان نام برد. پس از انحلال شاهین با درایت امیر مسعود برومند و رایزنی های مرحوم دهداری، چند تن از بازیکنان قبلی شاهین در ترکیب تیم دسته دومی پرسپولیس قرار گرفته و ترتیب یک مسابقه با تیم جم آبادان ( که در آن زمان تیم صاحب نامی بود ) را دادند و پس از آن تمامی اعضای شاهین به پرسپولیس پیوستند و محبوبیت شاهین بلند پرواز را به پرسپولیس هدیه نمودند. پرسپولیس بهار خود را درآغازین روزهای سال 1347 با مربیگری دهداری (کاپیتان پیشین شاهین) و سرپرستی دکتر برومند آغاز کرد. شانزدهم شهریور یک تاریخ ماندگار در قلب هر پرسپولیسی است. تاریخی که در دلش وقایع شیرینی را جای داده است.سال 1352 زمانی که جام معروف تخت جمشید متولد شد هیچ کس فکرش را نمی کرد پرسپولیس رقم زننده ی حادثه ای باشدکه بعد از گذشت 34سال هیچگاه از ذهن طرفدارانش خارج شود. پرسپولیس در روز 16 شهریور 1352خاطره ای را رقم زد که امروز قلم برای نوشتن در موردش بی تاب است. بد نیست در ابتدا نگاهی به تغییر و تحولات فوتبال در ان ایام بیندازیم و سپس به ان حماسه تاریخی اشاره کنیم کنیم و آنچه را که بزرگان پرسپولیس گفته اند به رشته تحریر درآوریم. در 16 شهریور 1352 برتاج چه گذشت؟ دو گل از 6 گل را در نیمه دوم ناصر حجازی دریافت کرد. هیچ دوربین تلویزیونی این مسابقه را پوشش نداده و معدود تصاویر موجود در آرشیو صداو سیما نیز معدوم شده است! پرسپولیس در ان سال آلن راجرز انگلیسی رابه عنوان سرمربی در خدمت داشت که پرسپولیس را به قهرمانی لیگ منطقه ای باشگاه های ایران در فصل 50رسانده بود. درست یک ماه مانده به بازی حساس پرسپولیس و تاج ،راجرز ایران را به مقصد کشورش ترک می کند تا مدتی را در کنار خانواده اش باشد. در این ایام همایون بهزادی کاپیتان پرسپولیس هدایت تیم را بر عهده می گیرد. خودش تیم را جمع و جور می کند و منتظر بازگشت راجرز می ماند. درست شب قبل ازبازی بهزادی شخصا به فرودگاه مهر آباد می رود و اورا به منزل می رساند. فردا که تیم جمع می شود راجرز هدایت تیم را بدست می گیرد. بعد از یک مشورت با بهزادی ، ارنج را انتخاب می کند. بهزادی در این دیدار معروف پرسپولیس –تاج سال 52 با بازوبند کاپیتانی خود سه بار دروازه آبیها را فرو ریخت. حماسه سازان 6 تایی اما پرسپولیس با این ترکیب پا به میدان می گذارد: بهرام مودت ، مسیح مسیح نیا ، اشتیانی ، رضا وطن خواه ، کاشانی ، ادیبی ،ایرج سلیمانی ، پروین ، حاجی رحیم پور ، کلانی و همایون بهزادی با پیراهن سرخ به میدان رفتند. راجرز هم هدایت تیم را بر عهده داشت. 
********


+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/31 و ساعت |

همایون بهزادی، حسین کلانی و صفر ایرانپاک 3 مهاجم بزرگ پرسپولیس در دهه پنجاه، کابوس مدافعان و دروازه بان های  تاج  بودند که موفق به زدن 17 گل به این تیم شدند. این 3 بازیکن مشهورترین مثلث تاریخ دربی هستند که بیشترین گل را نیز به ثمر رسانده اند. بهزادی در 10 بازی 4 گل، کلانی در 11 بازی 6 گل و ایرانپاک در 12 بازی 7 گل به  تاج   زدند و در مجموع این 3 بازیکن طی 33 بازی 17 گل به ثمر رسانده اند که آمار فوق عاده ای در دربی است.

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/30 و ساعت |

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/30 و ساعت |
 بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در سال 1974، از سمت چپ به ترتیب : زنده یاد ناصر حجازی , زنده یاد صفر ایران پاک , محمود خردبین , مسعود مژدهی و نفر نشسته ، علی پروین

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/20 و ساعت |



+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/20 و ساعت |

یک گل تاریخی و فراموش نشدنی! برگردان (قیچی) باور نکردنی مسعود مژدهی به یکی از پنج دروازه بان برتر تاریخ, "گوردون بنکس" افسانه ای در تهران.

استوک سیتی ١ تیم منتخب ایران ١ 

در این بازی مسعود مژدهی با یک قیچی برگردان دروازه گوردن بنکس (گلر افسانه ای تیم ملی انگلیس و یک از پنج گلر برتر قرن بیستم ) را باز کرد . جالب ان بود که گوردن بنکس در کری قبل از بازی گفته بود که اگر کسی به من بتواند گل بزند 1000پوند به او جایزه می دهم ، اما وقتی گل خورد انهم روی یک قیچی برگردان زیبا، از حرفهای قبل از بازیش طفره رفت و گفت چشم من اسیب دیده بود و توپ را ندیدم و از زیر بار جایزه فرار کرد.



+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/20 و ساعت |

از راست به چپ:سلطان علی جباری , جواد قراب , کارو حق وردیان

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/18 و ساعت |

 


از ایستاده از چپ به راست در این عکس به ترتیب شرفی، وفاخواه، کارو حق وردیان، حلوائی، اکبر کارگر جم، مناجاتی، قراب، صادقی، کازرانی و مالکی دیده می شود. در ردیف پائین نیز مسعود مژدهی،حاج رحیمی پور، صفر ایرانپاک، داود میرطوسی، خوردبین، نوین روزگار، عزیزی، پروین و ایرج سلیمانی دیده می شوند.

یادی کنیم از پیشکسوتان و قهرمانان و نام آوران دوران طلایی فوتبال ایران- این عکسها به ما کمی سن و سال دارترها غم غربت و خاطرات برای همه چیز آن هنگام ها را میدهد. ورزش و بازیهای نوین مانند فوتبال که بازیهای اروپایی خوانده می‌شوند، در بیست‌سال پایانی قرن سیزدهم هجری شمسی توسط اروپایی‌ها به ویژه انگلیسی‌‌‌‌ها در ایران رواج یافتند. اصطلاح فوتبال را دانشجویان اعزامی به اروپا پس از بازگشت به وطن وارد زبان پارسی نمودند، اما فوتبال را برای نخستین بار انگلیسی‌های مقیم ایران در تهران و برخی شهرهای بزرگ و همچنین ملوانان کشتی‌های خارجی در بنادر خرمشهر، بوشهر، بندرعباس و ... به راه انداختند. در پایتخت، اعضای سفارت انگلیس، بانک شاهی و تلگرافخانه - هندویوروپ - اوقات فراغت خود را با فوتبال می‌گذراندند و هنگامی به تدریج بر تعداد اعضاء آنها افروده شد، سه تیم فوتبال مستقل تشکیل دادند و در هر فرصتی که بدست می‌آوردند در زمین‌های گوشه و کنار شهر با هم مسابقه می‌دادند. با تب فوتبال ایرانی ها فریادهای فروخفته در حنجرۀ خویشتن را به بهانۀ فوتبال سر می دهند. فوتبال در سال های قبل از انقلاب ، دلخوشی جوان ها، پیرها، زنان و مردان کشور ما بود. هر دسته و گروهی، تیمی را برگزیده بودند و برای پیروزی آن تیم شادی می کردند. البته در آن سال ها هم گرایشات سیاسی در غالب طرفداری از تیم های فوتبال بروز می کرد و آنها به نوعی از تیم « شاهین » طرفداری می کردند و حمایت از این تیم نشانی از ملی گرایی داشت و به هنگام پیروزی تیم ایران بر اسرائیل، این احساسات مجال بروز و ظهور پیدا کرد و مردم شادی ها و پایکوبی ها کردند و به خیابان ها ریختند که هنوز خاطرۀ آن در ذهن چهل ساله های آن زمان وجود دارد. فرتور قدیمی و زیبا از فوتبالیست های محبوب تیم قدرتمند ملی ایران در دهه ی 50 در مجله دنیای ورزش...

+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/18 و ساعت |


+ نوشته شده توسط فرزان در 2013/1/15 و ساعت |

+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/12/13 و ساعت |

+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/12/13 و ساعت |



































ظلی، بادکوبه، کارگر جم، گودرز حبیبی، لواسانی، پورحیدری، قلیچ خانی، حاج قاسم، منشی زاده، غلامحسین مظلومی، علی جباری، طاهری، جان ملکی، فرزامی، عبدالهی، طا لبی، حق وردیان، حاج محمد قراب، عباس مژدهی، مسعود معینی-ناصر حجازی، کارو حق وردیان، جواد قراب، کارگر جم، مسعود معینی، سه برادران، پور حیدری، حسن روشن، نوین روزگار، گیوه چی، باغوردانی، اسکندریان، عبداللهی، جان ملکی، رحمانی، نراقی، مسعود مژدهی، پرویز مظلومی، غلامحسین مظلومی، حسن نگارش ، علی جباری و رضا عادلخانی- سعید باغوردانی -هادی نراقی- مهرداد زمانزاده، ، حسن روشن، حسن نگارش، رضا عادلخانی-احمد رضا عابدزاده، جواد زرینچه، صادق ورمزیار،شاهین بیانی، مهدی فنونی زاده، رضا احدی، امیر قلعه نوعی، فرشاد فلاحت زاده، شاهرخ بیانی، امیر هاشمی مقدم، عباس سرخاب، رضا حسن زاده، صمد مرفاوی، حمید بابازاده، خسرو پارسا و محمود کلهر-بهتا ش فريبا-غلامحسين فرزامي-دانایی فرد -عارف قلي زاده-پرويز كوزه كناني-محمود بياتي-محمد بیاتی-بیوک جدی کار-بهزاد غلامپور، حمید بابازاده، مسعود غفوری اصل،
مهدی پاشا زاده، قاسم سپرویز برومند، هادی طباطبایی، ، ستار همدانی، سهراب بختیاری زاده،رضاحسن زاده، کاظم محمودی محمدرضا مهدوی، مجاهد خذیراوی، علیرضا واحدی نیکبخت، بهزاد داداش زاده، ارسطو محمدی، علیرضا اکپرپور، مجمد نوازی، افشین حاجی پور، محمدنیک سیوت، داریوش یزدانی، احمد موٌمن زاده، علی لطیفی، پیمان صاحب جمعی، فرهاد مجیدی، یروس دین محمدی، محمد موٌمنی و محسن گروسی.یانکی،سلطانی، علی حاج اکبری، محمود فکری، ادموند اختر، علی اکبریان، جمال ندافی، ایمان عالمی، محمد نوری و محمد رضا مهران پور-وحید طالب لو، مهدی رحمتی، امیر حسین صادقی، محمود فکری، آگوستین گیلا ئوری، علیرضا منصوریان، اصغر طالب نسب، مرتضی ابراهیمی، حسین کاظمی، سعید لطفی، فرزاد مجیدی، علیرضا اکبرپور، پیروز قربانی، مهدی امیر آبادی، رضا عنایتی، سبو شهبازیان، شاهین خیری، مرتضی هاشمی زاده، رامین محرم نژاد، مجتبی جباری، سیاوش اکبرپور، میثم با ئو و پیمان نادری. منصور رشیدی، و........


+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/12/13 و ساعت |
 

 



















































پيشكسوتان تيم فوتبال پرسپوليسهادی طاووسی، بهرام مودت، ابراهیم آشتیانی، مسیح نیا، جعفر کاشانی، محراب شاهرخی، فریدون معینی، علی پروین، ایرج سلیمانی، رضا وطن خواه ، اسماعیل حاج رحیمی پور، صفر ایرانپاک، محمد دستجردی، همایون بهزادی، محمد رضا خلعتبری، حسین قره خانی، حسین بهاریان، داوود میر طوسی، محمود خورد بین، حسین کلانی و ادیبی- آلن راجرز-صفر ایرانپاک، ایرج سلیمانی، جواد الله وردی، مسیح مسیح نیا، محمد دستجردی، ادیبی، محراب شاهرخی، اسماعیل حاج رحیمی، -
حسین قره خانلو، ، بیژن ذوالفقار نسب، جهانگیر فتاحی، محمد دادگان، محمد زادمهر-بیوک وطن خواه-بهرام مودت، صفریان، قره خانلو، آشتیانی، فریدون معینی، رضا صفریان، رزمجو، وفاطمی مقدم، طنخواه، فتاحی، الله وردی، رشیدی، مایلی کهن، فاطمی مقدم،رزمجو،و .-بهرام میر شیبانی، -قلیچ خانی، -احد دیانی، -علیرضا عزیزی، -سعید عزیزیان، وحید قلیچ، سعید نعیم آبادی، محمد پنجعلی، مرتضی فنونی زاده، رحیم یوسفی، مجتبی محرمی، ضیاء عربشاهی، میر احمدیان، حسن شیر محمدی، محسن عاشوری، کریم باوی، فریبرز مرادی، نادر محمد خانی، فرشاد پیوس و رضا عابدیان-نادر باقری، عبدالله نژاد، فریبرز مرادی، حمید درخشان، امیر موسوی نیا، محمد پنجعلی، حمید روزبهانی، محمد خاکپور،محمود کلهر، مجیدی، بهزاد داداش زاده، کریم باوی، ناصر محمد خانی، حمید استیلی، سعید نعیم آبادی، مجتبی محرمی نادر باقری، محمودخوراکچی، امیرموسوی نیا، جواد منافی، نجم الدین بخشی، تهرانی نژاد، حسین عبدی، محمود کلهر،
جمشید شاه محمدی، احمد رضا عابد زاده، نیما نکیسا، داود محبوب، محمد علی پیروانی، بهروز رهبری فرد،حسین عبدی، محمود شافعی، رضا شاهرودی، مرتضی کرمانی مقدم، علی دایی، مجید نامجو مطلق، رضا ترابیان، حسن شیر محمدی و شهرام براتپوری-علی انصاریان،مهدی هاشمی نسب، اسماعیل حلالی، حامد کاویانپور، حمید استیلی، محمد برزگر، حسین عبدی ، هادی مهدوی کیا، مهدی تاتار، پایان رافت، ادموند بزیک، علی باغمیشه، بهنام سراج، علی کریمی، ناصر فرشباف، علیرضا امامی فروکورش برمک.´-حمید شیرزادگان -و......

+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/12/13 و ساعت |







چهارمین دوره - 1352 ، لیگ تخت جمشید
قهرمان: پرسپولیس تهران نایب قهرمان: تاج تهران بهترین گلزنان: غلامحسین مظلومی (تاج تهران) 15 گل، غفور جهانی (ملوان) 13 گل، سیاوش حیدری (ذوب آهن) 10 گل، فریبرز اسماعیلی (عقاب)، حسین کلانی (پرسپولیس )، علی جباری (تاج ) و صفر ایرانپاک (پرسپولیس ) 8 گل
پرسپولیس (قهرمان):هادی طاووسی، بهرام مودت، ابراهیم آشتیانی، مسیح نیا، جعفر کاشانی، محراب شاهرخی، فریدون معینی، علی پروین، ایرج سلیمانی، رضا وطن خواه ، اسماعیل حاج رحیمی پور، صفر ایرانپاک، محمد دستجردی، همایون بهزادی، محمد رضا خلعتبری، حسین قره خانی، حسین بهاریان، داوود میر طوسی، محمود خورد بین، حسین کلانی و ادیبیمربی: آلن راجرزسرپرست: امینیان
تاج (نایب قهرمان):ناصر حجازی، کارو حق وردیان، جواد قراب، کارگر جم، مسعود معینی، سه برادران، پور حیدری، حسن روشن، نوین روزگار، گیوه چی، باغوردانی، اسکندریان، عبداللهی، جان ملکی، رحمانی، نراقی، مسعود مژدهی، پرویز مظلومی، غلامحسین مظلومی، حسن نگارش ، علی جباری و رضا عادلخانیمربی : رازکو رایکوف
جدول رده بندی لیگ تخت جمشید - 1352

1- پرسپولیس تهران
2- تاج تهران
3- پاس تهران
4- عقاب تهران
5- ملوان انزلی
6- نفت آبادان
7- راه اهن تهران
8- بانک ملی تهران
9- نورد اهواز
10- ذوب آهن اصفهان
11- برق تهران
12- ماشین سازی تبریز

+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/12/13 و ساعت |







سعید راد:  پروین‌ عاشق فیلم‌های ‌من بودسعید راد که سومین کارت هواداری پرسپولیس را 
سعید راد که سومین کارت هواداری پرسپولیس را دارد یک جوری سمبل تماشاگران قرمز به ‌حساب می‌آید. تماشاچی‌هایی که برای تماشای فوتبال به استادیوم می‌روند، سر تمام مسابقات پرسپولیس می‌توانند او را ببینند که توی جایگاه ویژه، به عشق پرسپولیس بالا و پایین می‌پرد و فریاد می‌زند. دیگر ماجرای پرسپولیسی ‌بودن او لو رفته. راد سومین هوادار رسمی باشگاه پرسپولیس، توی هر جشنی که برای پرسپولیسی‌ها می‌گیرند، به عنوان سمبل تماشاگران دعوت می‌شود. البته خودش هم یک ورزشکار حرفه‌ای است. او در زندگی‌اش از فوتبال گرفته تا بیلیارد و بولینگ و بوکس کار کرده و مسلما حرف‌هایی دارد که خواندن آن، حسابی هیجان‌انگیز است.الان یک‌جوری سمبل تماشاگران پرسپولیس به حساب می‌آیید. توی هر مسابقة تیم، آدم وقتی جایگاه را نگاه کند، سعید راد را می‌بیند. یادتان می‌آید چطور پرسپولیسی شدید؟من قهرمان بولینگ ایران بودم. توی بولینگ عبده تمرین می‌کردم. حتی سال 48 عضو تیم ملی بولینگ ایران بودم. ما توی بولینگ عبده تمرین می‌کردیم که از سال 47 راه افتاده بود. آن‌روزها بازیکنان پرسپولیس، همه از شاهین کوچ کرده بودند به پیکان. مرحوم عبده هم پیکان خرید و اسم پرسپولیس را روی آن گذاشت.بالاخره ما هم فوتبال را دوست داشتیم و پرسپولیسی شدیم. سومین کارت هواداری پرسپولیس در آن زمان برای من صادر شده.سال 48 که هنوز شما بازیگر سینما نشده بودید؟نه، کسی من را نمی‌شناخت. اگر هم می‌شناخت، به‌ خاطر این بود که توی مسابقات بولینگ بیروت، من بولینگ باز آمریکایی را برده بودم.پیش از راه‌ افتادن پرسپولیس، از فوتبال خوشتان می‌آمد؟توی دبیرستان، عشق ما فوتبال بود. با احمد نجفی، صبح تا شب فوتبال بازی می‌کردیم.همین احمد نجفی که مجری صندلی داغ است؟آره، الان آرتیست شده. فقط از آرتیستی خنده‌اش را یاد گرفته. بچة باسوادی بود. دوره ما یکی از بهترین انگلیسی‌دان‌های ایران بود. البته اخلاق‌ بدی هم داشت. همه‌اش لاف می‌زد که خرمشهر مال ماست. حالا چند سال بعدش فهمیدیم که انگار راست راستی صاحب خرمشهر بودند. به هر حال با احمد نجفی توی دبیرستان اندیشه که مال ایتالیایی‌ها بود، صبح تا شب فوتبال می‌زدیم.با این حساب، شما را باید ورزشکار هم به حساب آورد. هم فوتبال بازی کرده‌اید، هم عضو تیم ملی بولینگ بودید و هم بیلیارد بازی می‌کردید.نه، من اصلا بلد نیستم بیلیارد بازی کنم. بیلیارد را فقط برای بازی تو فیلم‌ها یادم داده بودند. چند وقت پیش که با هوشنگ گلمکانی و رسول صدرعاملی رفته بودیم کیش، بند کرده بودند که سعید برویم بیلیارد. من هم قسم و آیه که بیلیارد بلد نیستم. گلمکانی باور نمی‌کرد. می‌گفت یک عمر باور کردم که توی تنگنا واقعا بیلیارد بازی می‌کردی.با کدام بازیکنان تیم آن‌زمان پرسپولیس رفیق بودید؟صمیمی‌ترین دوست‌هایم علی پروین و محمود خوردبین و صفر ایرانپاک و اسماعیل حاج رحیمی‌پور بودند. البته این مال زمانی بود که به پرسپولیس آمده بودند. وقتی این بچه‌ها با حسین کلانی توی شاهین بودند، خودم تماشاچی‌شان بودم.چیزی از آن رفاقت‌ها یادتان می‌آید؟اولین دوره که تیم به جام جهانی رفت و علی پروین کاپیتان بود، در بازگشت تیم از آرژانتین، مجله دنیای ورزش با پروین مصاحبه کرده بود. توی یک سؤال از پروین پرسیده بودند: شخصیت مورد علاقه‌ات؟ پروین هم جواب داده بود سعید راد. باور نمی‌کنید، رفتم صدتا از آن مجله خریدم. کیف کرده بودم که پروین این‌جوری از من تعریف کرده.استادیوم هم می‌رفتید؟اصلا پیش از این‌که پرسپولیس راه بیفتد، ما خانوادگی شاهینی بودیم و برای تمام مسابقات تیم ملی می‌رفتیم امجدیه.آن سال‌ها بلیت امجدیه چقدر بود؟پشت دروازه دوتومان، رو به ‌روی جایگاه سه‌تومان. VIP هم پنج تومان می‌فروختند. قدر یک بلیت سینما بود. آن موقع بلیت سینما هم همین دو سه تومان بود. الان هم بعد از سی سال، بلیت استادیوم و بلیت سینما باهم سربه‌سر هستند.تماشاچی‌ها چطور؟ تماشاچی‌ها فرقی با سی سال پیش کرده‌اند؟تماشاچی آن‌سال‌ها مثل فوتبالیست‌اش بود. حرمت‌ها و غیرت‌ها یک‌جور دیگری بود. هنوز نفهمیده‌ام چطور آدم‌ها این‌قدر با سی‌سال پیش فرق کرده‌اند. یک تحلیل سیاسی اجتماعی می‌خواهد. کار من نیست که بفهمم چرا این‌قدر عوض شده‌اند. بیست سالی هم ایران نبودم. شاید برای همین، این قدر برایم عجیب است. الان تماشاچی فوتبال، کاملا عصبی است. دیگر نمی‌بینیم که تماشاچی‌ها توی استادیوم به آرامش برسند. یکی از انتقاداتی که من به عادل فردوسی‌پور دارم، این است که تو بیا آن آرامش و شادی را به فوتبال برگردان. کاری نکن که تماشاچی‌ها بازی به بازی عصبی‌تر باشند.البته سی سال پیش هم تماشاگران فحش می‌دادند. شیر سماور مال آن دوره است.آره، ولی جو استادیوم‌ها این‌جور نبود.پس از این‌ که توی سینما بازی کردید هم به استادیوم می‌رفتید؟بعد از این‌که تنگنا، صادق کُرده، خداحافظ رفیق و خروس و ملخ را بازی کردم، دیگر همه من را می‌شناختند. برای همین، وقتی سر بازی‌های پرسپولیس می‌رفتم استادیوم، همة تماشاچی‌ها ذوق می‌کردند. یک طرف استادیوم فریاد می‌زدند سعید راد، سمت دیگر جواب می‌دادند پرسپولیس.توی آن سال‌ها غیر از شما بازیگر دیگری هم عشق فوتبال بود؟نه، مگر حالا از بازیگران کسی از فوتبال سرش می‌شود؟ آن سال‌ها هم این‌جور بودند. البته حالا یک تیم هنرمندان راه افتاده تا همه پیراهنش را بپوشند و عکس بگیرند. ولی اگر بروید سر مسابقاتشان، هیچ‌کدام نمی‌توانند صدمتر بدوند.شما می‌توانید صدمتر را بدوید؟الان که می‌آمدم دفترتان، آسانسور خراب بود. شش طبقه را با پله آمدم بالا. کسی از شما صدای نفس نفس‌زدن من را شنید؟ من هر روز می‌روم کوه. زمانی که برای فیلم آقای نادری رفتیم نیویورک، روزی چند ساعت تمرین بوکس می‌کردم.حتی از راکی هم قوی‌تر شده بودم. هر روز که می‌رفتم سالن، می‌دیدم آل‌پاچینو و رابرت ردفورد توی سالن تمرین می‌کنند. من سال 1972 رفتم فستیوال مسکو. آن سال تازه داشتند استادیوم المپیک مسکو را آماده می‌کردند. با عباس کیارستمی و شهره آغداشلو رفته بودیم. ساعت 6 صبح که از خواب بیدار می‌شدیم، می‌دیدیم کرگ داگلاس توی استادیوم می‌دود. الان بازیگرهای ما بیست و چهار پنج ساله‌هایشان شکم دارند.آن سال‌ها که با بازیکنان پرسپولیس رفیق بودید، آن‌ها را سر فیلم‌های خودتان هم می‌بردید؟خودشان می‌آمدند. حتی دوستانشان را هم می‌آوردند. پروین پای ثابت فیلم‌های من بود.پروین از چه فیلمی خوشش آمده بود؟صادق کُرده را خیلی دوست داشت. یادم می‌آید فیلم که تمام شد، آمد سراغ من و گفت: خوشم اومد همه شونو کشتی! کلا پروین از فیلم‌های بزن‌بزن من خوشش می‌آمد. طغرل و کمین را دوست داشت. عاشق صحنه‌های بزن بزن بود.با تاجی‌ها هم رفاقت داشتید؟از بین آن‌ها دوست خوبم ناصرخان حجازی بود. آقای مظلومی بود. با تنها استقلالی‌ای هم که عکس گرفتم، حسن روشن بود که رفت روی جلد مجله‌ها. هیچ استقلالی دیگری توی زندگی‌اش با من عکس ندارد.سر دربی‌ها شاکی نمی‌شدند از این‌که پرسپولیس را تشویق می‌کردید؟توی دربی‌ها من چیزی نمی‌فهمیدم.شما یکی از آن ده بیست هزار نفری هستید که توی تاریخ فوتبال ایران، بازی شش‌تایی تاج و پرسپولیس را توی سال 52 تماشا کردید. آن روز توی استادیوم چه خبر بود؟باور نمی‌کنید که حسین کلانی و همایون بهزادی با آن‌ها چه‌کار کردند.انگار شما تمام دربی‌ها را توی استادیوم تماشا کرده‌اید.البته بیست سال ایران نبودم. ولی هر وقت ایران بودم و استقلال و پرسپولیس با هم بازی می‌کردند، من خودم را می‌رساندم استادیوم.سر فیلم دوئل که برای فیلمبرداری رفته بودیم بندر ماهشهر، کاری کردم که آقای درویش دو روز فیلم‌برداری را تعطیل کرد تا من برگردم تهران و بازی را از توی استادیوم تماشا کنم. اصلا تا سال 57 تمام بازی‌های پرسپولیس را می‌رفتم استادیوم قرارداد هر فیلمی را که می‌بستم، تویش قید می‌کردم که پنج‌شنبه و جمعه فیلم‌برداری تعطیل است. فرقی نمی‌کرد پرسپولیس توی آزادی بازی داشته باشد یا توی شهرستان‌ها. هر شهری می‌رفتند، ‌همراه تیم می‌رفتم.کدام دربی به شما چسبید؟همان بازی شش‌تایی‌ها. لامسب مثل پک اول سیگار بود. بعد از آن بازی، دیگر شکست‌دادن تاج لذت زیادی نداشت. آن 6 تا گل، ظرفیت همه را بالا برد. اتفاقاً توی آن بازی، همه توقع داشتند که تاج بازی را ببرد. تاج وضعیت بهتری داشت.توی آن دوره نشریه ورزشی هم می‌خواندید؟من اطلاعاتی بودم. آن دوره فقط کیهان ورزشی و دنیای ورزش چاپ می‌شدند، ولی من فقط دنیای ورزش می‌خریدم. نه این‌که کیهان ورزشی نخوانم، ولی طرفدار دنیای ورزش بودم.پیش از آن بازی شش‌تایی، با کسی کری داشتید؟نه، نجابت تماشاچی‌ها زیاد بود. اما حالا دیگر ورق برگشته. اگر پرسپولیس ببازد، ‌باید موبایلم را خاموش کنم، آن‌قدر که زنگ می‌زنند و کری می‌خوانند.هنوز با کدام‌ یک از آن بازیکنان قدیمی رفاقت‌تان را حفظ کردید؟محمود خوردبین. علی‌ آقای پروین.چه حرف‌هایی می‌زنید با هم؟همه‌اش یادش به‌ خیر است. من یک ‌بار با رضا وطن خواه رفتم استادیوم. فکر کنم بازی با سایپا بود که تیم مساوی کرد. آقا این رضا هی غر زد! پس از مدت‌ها دیدم که یکی با احساس، بازی پرسپولیس را تماشا می‌کند. الان من مطمئن هستم که اگر پرسپولیس یک بازی را ببازد، علی پروین تا صبح بیدار می‌ماند.شما هم ورزشگاه می‌روید غر می‌زنید؟ سر و صدا می‌کنید؟مگر ندیدید افشین پیروانی درباره من چی گفته بود؟ سر یک بازی از بلندگوی ورزشگاه داشتند بازیکنان پرسپولیس را اسم می‌بردند. من عادت دارم برای تک‌ تک ‌شان بلند می‌شوم و دست می‌زنم. بعد از بازی، افشین گفته بود که نمی‌دانم این سعید راد کی می‌خواهد آرام بنشیند روی سکو.از دنیزلی خوشتان می‌آید؟آره. دنیزلی مربی‌ای است که خود پروین هم قبولش دارد. من این حرف را از خود پروین شنیدم. علی‌آقا توی این چیزها خیلی آدم باانصافی است. ببینید، پاس پارسال با همین دنیزلی باید قهرمان لیگ می‌شد. حالا چند تا بدشانسی هم آوردند و نتوانستند، ولی این دلیل نمی‌شود که ارزش کار دنیزلی را قبول نکنیم.از کدام مربیان دیگر خوشتان می‌آید؟از قلعه‌نویی هم خوشم می‌آید. استیل امیر وقتی کنار زمین می‌ایستد، کاملا حرفه‌ای است. پروین هم که عالی است. نمی‌گویم دیگران بد هستند. این سلیقه من است.توی این بیست سالی هم که از ایران دور بودید، فوتبال را دنبال می‌کردید؟سر بازی ایران – استرالیا کانادا بودم. توی یک کلوپ جمع شدیم. بالای هزار نفر بودیم. وقتی ایران گل دوم را زد، شهر را ریختیم به‌هم. کاری کردیم که پلیس‌های کانادایی هم طرفدار ایران شده بودند.انگار سال 1998 بازی‌های ایران توی جام جهانی را از ورزشگاه دیدید؟جام 2006 هم رفتم آلمان. البته از این مسافرت‌های خانوادگی بود. تا می‌آمدند حاضر شوند، نیمه اول مسابقه تمام شده بود. خیلی دوست داشتم تنهایی بروم آلمان و شب و روز توی خیابان‌ها بخوابم.غیر از مسابقات ایران، رفتید بازی دیگری هم ببینید؟فینال، بلیت مسابقه را یکی به ما داد، ما هم رفتیم. نمی‌دانید چه فوتبالی بود! این ایتالیایی‌ها شاهکار کردند.شما ایتالیایی هستید؟ایتالیایی‌ام. البته اول برزیل، بعد ایتالیا.آن صحنه‌ای که زیدان با کله کوبید توی صورت ماتراتزی، حواستان به زمین بود!من توی استادیوم وقتی فوتبال می‌بینم، نگاهم را از روی زمین برنمی‌دارم. آن‌جا هم همین‌طور بود. واقعا یک شوی جهانی بود.حالا طرفدار زیدان بودید یا ماتراتزی؟من زیدانی‌ام. من جنگنده‌ام. توی آن صحنه باید می‌زد دماغ و صورت یارو را می‌آورد پایین. آن ‌جا یک اتفاقاتی افتاد که دیگر خون به مغز زیدان نرسید. آن‌ جا زیدان باخت بازی را. خودش را نتوانست کنترل کند.بین فوتبالیست‌های دیگر دنیا از چه کسی خوشتان می‌آید؟رونالدو. کلا آدم‌های اکتیو و مدعی را دوست دارم. آدم باید صبور باشد.الان توی فوتبال ایران از کدام فوتبالیست خوشتان می‌آید؟پروین، اگر الان هم بیاید توی زمین، از همه این‌ها بهتر بازی می‌کند.
+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/12/13 و ساعت |

+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/12/13 و ساعت |
[untitled..bmp]
بازي بين 2 تيم پرسپوليس و پيکان همواره يک ديدار مهم بوده است. بازيکنان پرسپوليس در سال 48 براساس قراردادي که بين علي عبده مديرعامل پرسپوليس و محمود خيامي مديرعامل کارخانجات ايران ناسيونال و رئيس باشگاه پيکان منعقد شد به اين تيم رفتند اما يک سال بعد به تيم خودشان يعني پرسپوليس برگشتند.قبل از آنکه رويکرد ورزشي اين انتقال را بررسي کنيم بار ديگر پيکان، زمينه هاي پيدايش آن در ايران و زندگينامه محمود خيامي را بار ديگر با هم مرور مي کنيم.---محمود خيامي مديرعامل معروف ايران ناسيونال که بعد از انقلاب به ايران خودرو تغيير نام داد، متولد سال 1309 در مشهد است و امروز 77 سال دارد. او که در کشورمان بانک صنعت و معدن را تاسيس کرد، موسس اولين سري زنجيره يي فروشگاه هاي ايراني تحت عنوان «کوروش» 1 و از شرکاي تجاري British roots Group بود.محمود خيامي در روز 18 آگوست 1962 (تابستان سال 1341) کارخانه ايران ناسيونال را با 10 ميليون تومان سرمايه تاسيس کرد. خانواده او، اعضاي هيات مديره اين کارخانجات معظم بودند. علي اکبر خيامي، احمد خيامي، محمود خيامي، مرضيه خيامي و زهرا سيدي رشتي همسر محمود خيامي که بعدها از او با نام زهرا خيامي نام برده شد در اين مجموعه صاحب راي و تاثيرگذار بودند.5 سال بعد در روز 23 ارديبهشت 46 از اولين مدل پيکان ايراني، پرده برداري شد. محمود خيامي 6 ماه قبل از مرگ غلامرضا تختي پيکان را به بازار فرستاد و با پلاک شهرباني تهران الف، زندگي تازه يي به صنعت خودروسازي ايران داد.بين دهه چهل تا اوايل دهه هفتاد شمسي، پيکان رايج ترين اتومبيل خيابان هاي ايران شد. از ابتداي دهه 70 شمسي خودروي پرايد از کارخانجات کياموتورز که در ايران توسط سايپا توليد مي شد رفته رفته جاي پيکان را گرفت. پيکان در سال 2004 ميلادي براي هميشه رسماً به حيات خود -البته در ايران-خاتمه داد.---پيکان توليدي در سال 1967 ميلادي، شماي کاملي از اتومبيل هيلمن مدل هاي دهه 60 ميلادي داشت. برادران خيامي که از وابستگان دربار بودند علاقه خودشان به اتومبيل را از گاراژ پدرشان در مشهد به ارث برده بودند.---محمود خيامي در سال 1346 باشگاه ورزشي پيکان تهران را رسماً تاسيس کرد. در اولين نسل از تيم پيکان مرداني چون نادر لطيفي، گودرز حبيبي، مرحوم حسين هميشه جوان، علي پروين و... حاضر بودند. پيکان در مسابقات انتخابي فوتبال جام باشگاه هاي تهران، در گروه پرسپوليس بود. آنها با پرسپوليس مساوي کردند و به خاطر تفاضل گل بهتر به مسابقات تهران صعود کردند و پرسپوليس حذف شد اما براي آنکه مسابقات تهران از رونق نيفتد، پرسپوليس را به مسابقات فوتبال باشگاه هاي تهران اضافه کردند.پرسپوليس در سال 1348، به خاطر علاقه محمود خيامي به فوتبال با مديرعاملش يعني علي عبده پاي ميز مذاکره نشست و براساس قرارداد بين خيامي و عبده مقرر شد که تمام ياران بزرگ پرسپوليس به تيم پيکان بپيوندند. به جز عزيز اصلي و محمود خوردبين، تمام پرسپوليسي ها از هادي طاووسي گرفته تا جعفر کاشاني، برادران وطن خواه، حسين کلاني، محراب شاهرخي، اصغر اديبي، فريدون معيني، ابراهيم آشتياني، کاظم رحيمي، ناظم گنجاپور، حميد جاسميان و... به تيم پيکان رفتند و همبازي علي پروين، هميشه جوان و بالاخره اميرعابديني شدند. براي هدايت پيکان سال 48 يک سرمربي بزرگ انگليسي يعني آلن راجرز به ايران آمد. راجرز که سال 49 به انگلستان برگشت، يک سال بعد براي هدايت دوباره تيم فوتبال پرسپوليس به ايران برگشت.پيکان در سال 48 روزگار بسيار خوبي را سپري کرد. آنها در اين سال قهرمان مطلق مسابقات فوتبال باشگاه هاي تهران شدند. در مسابقات تهران، پيکان با ضربه پنالتي علي پروين موفق شد تيم فوتبال پرسپوليس را با شکست مواجه کند.پيکاني ها در مسابقات فوتبال باشگاه هاي تهران به عنوان قهرماني رسيدند و بعد از آن به عنوان نماينده ايران در مسابقات فوتبال بين المللي جام دوستي شرکت کردند. بازي هاي آنها در اين عرصه تماشايي و رويايي بود. پيکاني ها در فينال اين دوره از رقابت ها موفق شدند تيم بزرگ و قدرتمند زسکاي مسکو را با حساب 2 - صفر شکست دهند.در تابستان سال 49 مديريت پيکان با آلن راجرز دچار اختلاف شد. آلن راجرز از هدايت پيکان کنار گذاشته شد و استيوارت ويليامز، هموطن او جانشينش شد. استيوارت ويليامز پيکان را به دور اروپايي برد.در مسابقات دوستانه پيکان در اروپا، تيم خوب ايراني بي بهره از حضور همايون بهزادي، جعفر کاشاني، حسين کلاني و محراب شاهرخي بود که در اعتراض به کناره گيري آلن راجرز از اين تيم کنار رفته و با هماهنگي علي عبده به پرسپوليس برگشته بودند.آنها براي آنکه پرسپوليس را قوي کنند داريوش مصطفوي را هم مجاب کردند تا از تاج به پرسپوليس برود. پيکاني ها که به ايران برگشتند، بقيه ياران قديمي پرسپوليس به همراه علي پروين به پرسپوليس آمدند و پرونده تيم پيکان براي هميشه بسته شد. در سال 1374 وقتي سايپا به دسته دوم ليگ رفت، پيکان آمادگي خود را براي جايگزيني اعلام کرد اما فقط در سال 1379 بعد از انحلال تيم فوتبال بهمن بود که با پيگيري و اصرار فراوان مهدي دادرس پيکان به جاي اين تيم وارد مسابقات فوتبال دسته اول ليگ ايران شد و حياتي دوباره پيدا کرد.---اما باز هم از محمود خيامي بشنويد. وقتي انقلاب پيروز شد و به انگلستان رفت. او در حال حاضر نمايندگي اتومبيل هاي مرسدس بنز آلمان را در انگلستان و ايالات متحده برعهده دارد. در سال 2000 ميلادي او بنياد خيريه خيامي را تاسيس کرد. مردي که روزگاري خانه هاي سازماني پيکان شهر را براي کارکنان ايران ناسيونال ساخت، بعدها يک مهره سياسي و جناحي شد. در آخرين اقدام او در سال 2007 ميلادي، يک ميليون پوند به حزب کارگر انگلستان کمک کرده است.محمود خيامي 77 ساله و در قيد حيات است اما روزگار پيکان 37 ساله براي هميشه تمام شده و پيکان به موزه هاي تاريخ خودروسازي پيوند خورده است. تنها پيکاني که زنده است و به فعاليتش ادامه مي دهد - البته جدا از خودروهايي که هنوز در خيابان جولان مي دهند- تيم فوتبال پيکان است. آنها که 195 روز قبل پرسپوليس را با نتيجه 4-3 شکست داده اند تلاش دارند آن نتيجه را تکرار کنند هرچند ديگر در سرزمين پيکاني ها اثري از نام محمود خيامي، احمد خيامي، علي عبده، تا لبوت، زهرا سيدي رشتي و حتي علي پروين وجود ندارد!!
+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/2/23 و ساعت |

تاج در اوایل ده پنجاه ، ردیف بالا از راست به چپ :وحید میر شکار - سعید باغوردانی - اکبر کارگرجم - پرویز مظلومی - مسعود مژدهی -علی رحمانی .

ردیف دوم از بالا و از راست به چپ :مسعود معینی - حسن روشن - مهرداد زمانزاده - ناصر حجازی - جواد قراب - عباس نوین روزگار - کارو حق وردیان ،

ردیف سوم از بالا و از راست به چپ :هادی نراقی - علی جباری - منصور پورحیدری - حسن نگارش - ؟؟؟  
علی گیوه ای 

ردیف پایین از راست به چپ : ؟؟؟ - عزت جانملکی - غلامحسین مظلومی - رضا عادلخانی - نصراله عبدالهی

+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/2/23 و ساعت |

تنها ۱۰ دقیقه تا پایان ۹۰ دقیقه باقی مانده بود و تیم ملی فوتبال ایران بازی را با نتیجه ۰ – ۲ به میزبان رقابت های جام ملتهای آسیا ( تایلند ) واگذارکرده بود… یک شکست تاریخی درانتظار تیم ملی فوتبال ایران بود اما اینگونه نشد!… همان دقایق اندک کافی بود تا شاه ماهی نسل طلایی فوتبال باشگاه تاج وفوتبال ایران دردهه چهل و پنجاه قادر باشد هتریک نماید و تیم ملی فوتبال ایران را که درزیر باران سیل آسا یک شکست سنگین را انتظار می کشید در پایان ۹۰ دقیقه به پیروزی برساند و یک برگ طلایی از تاریخ فوتبال ایران زمین را ورق بزند…

آری ، از علی جباری سخن می گوییم… اسوه تعصب و تکنیک ناب فوتبال باشگاهی و ملی ایران در زمانیکه آبی پوشان و تیم ملی فوتبال ایران قدرت بلامعارض قاره کهن آسیا بودند…

درتداوم آن پیروزی تاریخی بود که ایران باقربانی کردن حریفان دیگر به فینال رسید تا بازهم علی جباری یکی از ۲ گل بازی فینال را در برابر کشور کره جنوبی به ثمر برساند و حریف را در برابر شیران ایران زمین تسلیم نماید… با این نتیجه برای دومین بار همای سعادت و خوشبختی برروی شانه های یک ملت فوتبالدوست نشست ( سال ۱۹۷۲) تا رنسانس فوتبال ایران در دهه پنجاه شکل بگیرد و به قدرت اول فوتبال آسیا تبدیل شود. 

آن سالها قهرمانی جام ملت ها حتی در خانه حریف برای ایرانیان یک رویا و سراب نبود زیرا امثال جباری ها را داشتیم… 

علی جباری را بدون تردید باید یکی ازبهترین و بااخلاق ترین بازیکنان فوتبال ایران و استقلال دانست… بازیکنی تکنیکی و سرعتی که از فاکتور تعصب و هوشی سرشار بهره می برد و معمولا در پست هافبک تهاجمی بازی می کرد و باتوجه به شرایط بازی به خط حمله می پیوست و درکار تیمی مشارکتی چشمگیر داشت... قدرت رهبری ، هوش و ذکاوت او باعث گردید سالیان سال بعنوان کاپیتان تاج به ایفای نقش بپردازد. 

وی در جام ملتهای آسیا که درسال ۱۹۶۸ در تهران برگزارشده بود بازهم عضو تیم ملی فوتبال ایران بود و باهمان تیم عنوان قهرمانی جام ملتها را کسب کرده بود.

رشد فوتبالی علی جباری طبق معمول آن زمان و مانند بسیاری از ستارگان دهه چهل و پنجاه در زمین های خاکی آغازشد… محله معروف چهارصد دستگاه واقع در شرق تهران که با همان امکانات حداقلی توانسته است دهها بازیکن در رده ملی و باشگاهی را به فوتبال ایران تقدیم نماید… بازیکنانی که در آن مقطع طلایه داران نسل طلایی فوتبال ایران زمین بودند و غرور ملی ایرانیان را در نبردهای بین المللی و فرامرزی احیا می کردند.

علی جباری درسال ۱۹۷۰ بعنوان کاپیتان تیم تاج موفق گردید دراولین دوره حضور این تیم در جام باشگاههای آسیا کاپ قهرمانی آسیا را بالای سر برده و باعث سرافرازی میلیونها نفر از ایرانیان گردد… درهمان بازی که تاج از حریف اسرائیلی ( تیم هاپوئل ) ۰ – ۱ عقب افتاده بود اما توانست در اواخر بازی با تک گل غلام وفاخواه نتیجه را به تساوی بکشاند تا درادامه بازی و دروقت اضافه باگل مسعود معینی برنده یک بازی تاریخی گردد و اولین قهرمانی یک باشگاه ایرانی را در قاره کهن آسیا رقم بزند.

نگارنده افتخاردارد بازگو نماید که علی جباری را از دوران نوجوانی جزو محبوب ترین بازیکنانش قرارداده است و درگذرزمان ذره ای ازاین محبوبیت کاسته نشده که حتی افزایش داشته است!… بازیکنی که مانند بسیاری از هم نسلان خود هیچگاه با احساسات هوادار بازی نکرد و رنگ پیراهن را تغییر نداد تا خود را در دل هواداران برای همیشه جاودان نماید.

هنگامیکه درورزشگاه امجدیه برای بازی های تیم محبوب حضور پیدا می کردم ، در زمان ورود بازیکنان به زمین چشمانم بدنبال یک بازیکن بااخلاق و خنده رو می دوید که بادیدن وی درترکیب دلگرم می شدم… آری ، او همان علی جباری بود… بازیکن محبوب دوران نوجوانی ام که انتظار برای بازی بعدی و دیدن چهره وی و تیم محبوب برایم طاقت فرسابود…!

  

حسن اخلاق و تعصب مثال زدنی این بازیکن ، تواضع و چهره همیشه خندان وی و تاثیرگذاری اش برجریان بازی و کسب موفقیت های تیم بدون تردید در پیدایش محبوبیت شاه ماهی سالیان دور فوتبال تاج و ایران نقش چشمگیری داشته است. جباری و جباری ها با تمام وجود در قلب میلیونها هوادار ذوب شده بودند

علی جباری و اصولا جباری ها عنصر گمشده فوتبال ملی و باشگاهی ایران درزمان حال هستند… برخی ازاین ستارگان دیروز و فراموش شدگان امروز درپیچ و خم های زندگی و روزگار ومشکلات روزمره خود ازیادها رفته اند بخصوص آنها که مناعت طبع دارند و هیچگاه بدنبال هزینه کردن ازگذشته های پرافتخار و درخشان خود برای منافع شخصی و موقعیتی نبوده اند… آنها گمشده ها و ستارگان ناپیدایی هستند که حتی درنقش یک پیشکسوت هم کمتر ازآنان یاد می شود اما ماهواداران که دردنیایی متفاوت با موج سواران ورزش کشور زندگی می کنیم می بایست بایاد کردن ازاین عزیزان اززحمات و فدارکاری هایشان برای باشگاه محبوب و فوتبال ایران تقدیر کرده و یادشان را گرامی بداریم.

 

 


+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/2/17 و ساعت |

مسعود مژدهی شماره 13 یاغی و متعصب استقلال. او درزمان بازیگری جز تاج و
تیم ملی پیراهن هیچ تیم دیگری را به تن نکرد و در زمان انقلاب در سن بیست
هفت سالگی فوتبال را کنار گذاشت وبه امریکا رفت. او یاغی زمان خود بود
وامکان نداشت به تیمی گل بزند و به سمت تماشگران پرسپولیس برای کری خوانی
نرود. (در انزمان این کار اخطار نداشت )

+ نوشته شده توسط فرزان در 2012/2/17 و ساعت |